جشنواره گرامیداشت از “روز فرهنگ هزاره” با حضور پرشور و گستردهی مردم در شهر بوفالو ایالت نیویورک، با شکوهی کمنظیر برگزار شد.
این رویداد فرهنگی که به همت انجمن هزارههای نیویورک سازماندهی شده بود، با استقبال گستردهای از سوی هزارههای ایالتهای مختلف آمریکا و کانادا همراه شد و جلوهای بیبدیل از اتحاد، هویت و پویایی فرهنگی جامعه هزاره را به نمایش گذاشت.
برنامه با توضیحات مجریان و چگونگی اختصاص ۱۹ می به عنوان روز فرهنگ هزاره آغاز شد و سپس مردم به پای سرود ملی آمریکا ایستادند. در ادامه، مجریان مردم را به شنیدن سرود هزارستان دعوت کردند و اعلام کردند که این سرود، سرود ملی نیست، اما سرودی است که شما را با سرزمین آبا و اجدادیتان پیوند میزند.

آیین نیکوداشت از استاد داوود سرخوش از مهمترین و زیباترین بخشهای این برنامه بود. مجریان برنامه با خوانش متنی، جایگاه سرخوش را در حفظ و نگهداری فرهنگ هزارگی بیان و برجسته کردند. سپس شماری از بزرگان و دختران جوان، استند بنر استاد سرخوش را تا استیج برنامه حمل نمودند که با موجی از احساسات، شور و هلهلهی تمام حاضران روبهرو گردید. دختر خانمی که تحت تأثیر همین هیجانات قرار گرفته بود، بدون برنامهریزی قبلی، روی استیج آمد و آهنگ “سرزمین من” از سرخوش را به زیبایی زمزمه کرد.
پس از آن، احمد غلامی، جواد مالستانی، لطیف الهام و فرید فردا به عنوان نسل بعد از سرخوش که زندگی هنریشان را از هنر استاد سرخوش الهام گرفتهاند، با حضور روی استیج، آهنگ معروف “تو که ناجوری، ما از تو بدترم” را بهصورت گروهی و بسیار زیبا اجرا کردند و تلاش نمودند نشان دهند که همانگونه که راه سرور سرخوش را داوود سرخوش ادامه داد، اکنون صدها بلکه هزاران نفر دیگر آمادهاند که قدم در جای پای سرخوش بگذارند.
آیین نیکوداشت سرخوش با اجرای آهنگ “غم دوری” استاد سرخوش توسط شایان غزنوی و جواد مالستانی به پایان رسید.

سخنرانی مختصر و مفید قنبرعلی تابش شاعر و استاد دانشگاه از دیگر بخشهای جذاب این جشنواره بود. او با توجه به گفتگوهای اخیر در فضای مجازی توضیح داد که هزارهها میراثداران و پاسداران اصیل زبان فارسی هستند.
وی تأکید کرد که مطابق متون و منابع موجود، زبانشناسان و محققان، لهجه هزارگی را یکی از کهنترین و اصیلترین لهجههای زبان فارسی میدانند که هنوز هم برخی از ویژگیهای زبان باختری و اوستایی را در خود حفظ کرده است و از این جهت میتواند منبعی مهم برای مطالعات زبانهای باختری و اوستایی محسوب شود.
تابش همچنین اضافه کرد که جغرافیای هزارستان از عصر ایران باستان تا عهد خراسان اسلامی، بیشترین رد پای اسطورههای ایران باستان را در سینهی خود دارد و بهویژه در قلمروهای بلخ، بامی، غور و غزنی در عهد خراسان اسلامی، ماندگارترین شاهکارهای زبان فارسی خلق شدهاند. در این میان، شهر غزنه از درخشش ویژهای برخوردار است و روشن است که بیش از ۹۵ درصد از فارسیزبانان غزنی را هزارهها تشکیل میدهند. لذا اگر هزارهها منتگذار دیگر قلمروهای زبان فارسی نباشند، هرگز منتپذیر کسی نخواهند بود.
او در ادامه گفت: حضور تعدادی از واژگان ترکی یا ترکی-مغولی دلیلی بر ترکی بودن زبان هزاره نمیشود. در زبانهای دیگر مانند ترکی، پشتو، اردو، بیش از پنجاه درصد واژگان فارسی، عربی و غیره وجود دارد که این موضوع نیز دلیلی بر از دست رفتن استقلال آنها نیست. آنچه در استقلال و هویت یک زبان اهمیت دارد، ساختار اصلی آن است که ساختار زبان و لهجه هزاره، صددرصد فارسی است.

در ادامه، او شعر بلند “هزاره” را دکلمه کرد؛ شعری که ضمن داشتن بسیاری از صنایع ادبی و تکنیکهای شعری، از نظر محتوایی یک مانیفست کامل هزارهشناسی بود و بهخوبی جایگاه هزاره را در جغرافیای افغانستان از دیرباز تاکنون به تصویر کشیده است.
در این برنامه، شماری از مقامات محلی شهر بوفالو نیز شرکت داشتند که از میان آنها Robert Mootri با تقضای وقتی احساسش را از این جشن بیان کرد.
حضور پرشور و معنادار هزارههای اهل سنت و اسماعیلیه از زیباییهای دیگر این برنامه بود و بهخوبی نشان میداد که این موج بیداری، از خروش بازنخواهد ایستاد.

عتیقالله قادری، از بنیانگذاران شورای سراسری هزارههای اهل سنت، سخنران دیگر این برنامه بود.
قادری گفت: حضور هزارههای اهل سنت افغانستان در کنار هزارههای اهل تشیع و اسماعیلی، دامنهی هزارستان را از حصار طبیعی و مناطق مرکزی خارج کرده و تا بَلان، بدخشان و بادغیس میکشاند. او گفت اگر نگاه حذفی و کتمان را کنار بگذاریم، هزارههای اهل سنت افغانستان میتوانند نقطه وصل اقوام و مذاهب گوناگون کشور شوند. او تأکید کرد: «ما برخلاف کسانی که هویت ما را انکار میکنند، میگوییم: ما برای وصل کردن آمدهایم، نه برای فصل کردن.»
این برنامه که با حضور هزارههایی از ایالتهای مختلف آمریکا، از جمله پنسیلوانیا، اوهایو، مریلند، ویرجینیا و شماری از هزارههای کانادا برگزار شده بود، با موسیقی زنده و اجراهای شنیدنی دمبوره احمد غلامی، فرید فردا و لطیف الهام ادامه یافت و در نهایت با اجرای جواد مالستانی به اوج خود رسید و مردم را برای رقص و شادی در مقابل استیج فراخواند.
انجمن هزارههای نیویورک در یک ابتکار دیگر، از تمام فارغالتحصیلان دانشگاهها، کالجها و چهرههای موفق و فعال نیز در یک برنامه ویژه تقدیر به عمل آورد و با اهدای لوح سپاس، تلاشهای آنان در راستای کسب علم و دانش را ارج نهاد.

در پایان، انجمن از هنرمندانی که بخشی مهمی از زیباییهای این برنامه بودند و با اجراهایشان شور و شادی خلق کردند، با اهدای لوح تقدیر تشکر کرد. همچنین هیئت امنای انجمن هزارههای نیویورک، به پاس زحمات هیئت اجرایی کمیونیتی، لوح سپاسی به آنان اهدا نمود تا اتحاد و یکپارچگی کمیونیتی را بهخوبی به نمایش بگذارند.
پذیرایی و توزیع غذا، آخرین مرحلهی این جشن باشکوه بود که قدرت، مدیریت و درایت انجمن هزارههای نیویورک را بهخوبی نشان داد.
گفتنی است که نامگذاری ۱۹ می به عنوان «روز فرهنگ هزاره» نخستینبار در سال ۲۰۱۷، به ابتکار فاطمه عاطف و همزمان با افتتاح غرفه مردمشناسی هزارهها در موزیم ملی مردمشناسی پاکستان کلید خورد.
او این روز را نقطهعطفی برای بازنمایی هویت فرهنگی هزارهها دانسته و بر اهمیت ثبت آن به عنوان یک مناسبت فرهنگی تأکید کرد. این اقدام، گامی ابتدایی اما پرمعنا در مسیر احیای هویت تاریخی و فرهنگی این قوم بود که به سرعت به نمادی برای افتخار و آگاهیبخشی فرهنگی تبدیل شد.
هدف اصلی از این ابتکار تغییر تصویری بود که جامعه جهانی از هزارهها داشت. او با سفر به کشورهای مختلف و ارتباط با شخصیتهای فرهنگی، انجمنها و نهاد های هزارگی کارزاری به راه انداخت و این تلاشها از سال ۲۰۱۹ به برگزاری مراسمهای رسمی در شهرهایی چون اسلامآباد، کویته و شهرهایی در استرالیا انجامید و اکنون در بیش از ۴۰ شهر جهان گرامی داشته میشود. ثبت رسمی این روز در تقویم شهر سندیگو در آمریکا، نماد موفقیت این حرکت فرهنگی در سطح بینالمللی است و انتظار میرود که در آینده شهرها و ایالتهای دیگر نیز این روز را به عنوان “روز فرهنگ هزاره” به رسمت شناخته و وارد تقویم های رسمی نمایند.















