در حاشیه یک برنامه بزرگ، دو نفر دور یک میز نشسته اند، و در باره انتخابات استرالیا صحبت میکنند؛ یک فعال سیاسی و اجتماعی هزاره و یک نماینده پارلمان استرالیا. برای آنانیکه میخواهند از وضعیت هزارهها در انتخابات کنونی معلوماتی به دست آورند، این دست گفتگوها فرصت مناسب و کنجکاوی برانگیز است. نماینده پارلمان میپرسد: «در انتخابات آتی هزاره های استرالیا به کدام حزب رای خواهند داد و دلیل آن چه میتواند باشد؟» پاسخی که داده میشود اما به نظر میرسد زیاد برای سوال کننده قناعت بخش نیست. پاسخ، پراگنده و در حد زیادی واکنشی است که از هراس از سیاستهای مهاجرستیزانۀ ائتلاف مخالف گرفته تا مدارای نسبی حزب کارگر با مهاجران و مسایل خاص دایاسپورای هزاره مانند دارندگان ویزای موقت را در بر میگیرد. این نوع پاسخ برای کسی که بخواهد حمایت یک گروه رای دهنده را در انتخابات با خود داشته باشد اگر نومید کننده نباشد، زیاد قابل توجه هم نیست. از دنبال کردن صحبت ها تا آخر، چنین به نظر میرسد که نماینده یاد شده با اندکی سردرگمی، که سعی دارد به روی خود نیاورد، میز گفتگو را ترک وخداحافظی کرد. چنین سردرگمیهایی قهرا باید برای ناظران علاقهمند این پرسش را مطرح میکند که مساله اصلی هزارهها در استرالیا چیست؟ چه عواملی در تصمیم یک هزاره استرالیایی برای رای دادن نقش دارد و اگر کسی بخواهد رای اکثریت هزاره ها را با خود داشته باشد چه تعهدی باید بدهد؟ پاسخ این پرسشها، تا حدودی در این گزارش جستجو شده است.
از تعداد جمعیت هزاره در استرالیا آمار دقیقی در دست نیست ولی قدر مسلم این است که دایاسپورای هزاره کمیت قابل توجهی را در این کشور تشکیل میدهد.گفته میشود که پس از افغانستان، ایران و پاکستان استرالیا چهارمین خانه جمعیت بزرگ هزارهها در دنیا است.
بر مبنای نفوس شماری که در سال ۲۰۲۱ انجام شد شمار کسانی که خود را هزاره گفتند چهل ویک هزار و ۷۶۶ نفر بودند. این رقم یک افزایش نزدیک به چهاربرابر را نسبت به نفوس شماری پیشین که در سال ۲۰۱۶ صورت گرفت نشان میدهد. در آن سال این رقم تنها یازده هزار و ۱۴۶ نفر بود. گفته میشود رقم اصلی خیلی بالاتر از اینها است زیرا شمار زیادی از هزاره ها هستند که خود را افغان گفته اند. حسین رضایت از سران و فعالان جامعه هزاره در استرالیا و مشاور وزیر مهاجرت و چند فرهنگی استرالیا میگوید که تعیین رقم دقیق نفوس هزارههای استرالیا کار دشواری است زیرا به باور ایشان «شمار زیادی از هزاره ها در زمان نفوس شماری خود را یا هزاره نمیگویند یا زبان خود را دری، فارسی یا انگلیسی میگویند» اما ایشان، شمار کل هزارههایی را که حق رای دارند در سراسر استرالیا «حدود هفتاد و پنج تا هشتاد هزار نفر» تخمین میزند که از این میان «حدود ده هزار رای دهنده در ایالت استرالیای جنوبی هستند». رقمی که در کشور بیست و پنج ملیونی استرالیا چشمگیر به نظر میرسد.
استیون جورجانس، نماینده حوزه پورت ادیلاید انفیلد، از استرالیای جنوبی در پارلمان فدرال و عضو حزب کارگر، یکی از کسانی است که بیشترین رای هزاره ها را در انتخاباتهای گذشته داشته است. او در پاسخ به سوال «سایت اکنون» در مورد تعداد رای دهنده های هزاره در حوزه انتخابی خودش گفت که در انتخابات گذشته در حوزه انتخابی او یک هزار و۹۵۲ رای دهنده هزاره وجود داشته است ویک هزار ۸۹۵ تن دیگر نیز گفته اند تبار هزارگی (Hazara ancestry) دارند و از میان آنان یک هزار و ۳۸۴ تن گفته اند که در خانه به هزارگی صحبت میکنند. جورجانس تاکید میکند که «این ارقام براساس مشارکت رضا کارانه افراد بدست آمده است و حتما گویای ارقام واقعی رای دهندههای هزاره نیست».
مقایسه ارقامی که توسط استیون جورجانس ارایه شده است با ارقامی که توسط حسین رضایت داده شده است نشان میدهد که رقم ده هزار رای دهنده در استرالیای جنوبی زیاد دور از واقع نیست. زیرا دستکم در سه حوزه انتخابی دگر در استرالیای جنوبی، هزاره ها حضور چشمگیری دارند که اگر به صورت متوسط تعداد رای دهنده ها در هرکدام از این حوزه ها به همان تعدادی باشد که در حوزه پورت ادیلاید انفیلد هست، رقم نهایی حدود ده هزار خواهد بود.
این درحالیست که طبق سرشماری سال 2021، نفوس هزاره ها در ایالت های نیوساوت ولز و ویکتوریا، جایی که چندی پیش ماجرای نام یک بازار محلی به موضوع منازعهیی میان هزارهها و پشتونها بدل شده بود، بسیار بیشتر از استرالیای جنوبی است. در ایالت های تسمانیا، استرالیای غربی و کوینزلند نیز جمعیت قابل توجهی از هزارهها حضور دارند. در ایالت ویکتوریا، نامزدی زاهد صافی، یک استرالیای افغان تبار، از سوی حزب لیبرال، رای دهندگان هزاره را عمیقا درگیر انتخابات کرده است. صافی با چند با تن همکاران خود بیانیهای را در سال 2021 به مجلس سینای استرالیا تقدیم کرده بود که در آن تهمتهای نادرست علیه مردم هزاره مطرح شده بود. اخیرا هفته نامه گاردین در مقالۀ به قلم هنری بلوت افشا کرده است که صافی به دلیل نفرت نژادی علیه هزارهها، ادعاهای را از قول سازمان عفو بین الملل جعل کرده است.
مساله هزاره های استرالیا
صرف نظر از مسایل محلی که در هر ایالت ممکن است انتخابات را برای دایاسپورای هزاره جذاب یا جدی نماید، با توجه به رقم نسبتا چشمگیر رای دهندگان هزاره، پرسشی که پیدا میشود این است که مساله هزاره های استرالیا چیست و به عنوان یک جامعه در سیاست استرالیا در پی چه هستند؟ حسین رضایت میگوید: «جامعه ما در حال گذار از بحرانهای آوارگی به سوی ثبات است» از همین رو، «چون جامعه ما هنوز ثبات ندارد حرکتهای جمعی ما هم آشفته و پراگنده است». او دلیل دیگری را بر این آشفتگی اضافه میکند و میگوید نسل دوم هزارهها که در استرالیا به دنیا آمدهاند و بزرگ شدهاند راه شان را از نسل اولیها جدا کردهاند و برخلاف نسل اولی تعلق خاطری به افغانستان ندارند.
از دید ایشان این موضوع باعث اختلاف بین دو نسل و درنتیجه پراگندگی مضاعف در جامعه هزاره شده است. از دید او نسل جوان هزاره ها در استرالیا دچار یک نوع محدودیت فکری است. عواملی که از دید او باعث شده اند که هزارههای استرالیا «دچار پراگندگی سیاسی و اجتماعی» باشند و «خواسته مشترک نداشته باشند و برای رسیدن به یک خواسته مشترک دچار مشکل» باشند.
استیون جورجانس، نیز این نظر را تأیید میکند و بر ادعای نامشخص بودن و مبهم بودن خواست اصلی هزارهها در استرالیا صحه میگذارد. او میگوید : «در مورد مساله اصلی هزارهها، دفتر من چندین فرد با مشکلات مهاجراتی را از طریق وزارت داخله حمایت کرده است و به این حمایت ادامه خواهد داد». به نظر او ظاهرا هزارهها مشکل بالاتر از موضوع مشکلات مهاجرتی ندارند. ولی آشکار است که این نظر تقلیلگرایانه است.
کنشهای انتخاباتی هزارهها در فضای مجازی نیز پراگندگی و بیمسالگی آنان را برجسته میکند. افراد و شبکههای فعال هزاره بیشتر در پی توضیح برنامههای احزاب هستند و به نظر نمیرسد پیگیر مساله خاصی باشند. شبکه وکلای مدافع هزارههای استرالیا یکی از نهادهای هزارههاست که به نظر میرسد در این انتخابات دستکم در فضای مجازی حضور فعال دارد. مسوولان این نهاد به تلاش برای توضیح برنامههای دو حزب رقیب بسنده کرده اند و شواهدی وجود ندارد که این تکاپوها بر محور یک مساله باشد.
در عالم بی مسالهگی و سردرگمی اما هزارهها مشکلات کم ندارند. یکی از نمودهای سردرگمی جامعه هزاره استرالیا، به خصوص در میان نسل جوان، که فراتر از مسایل مهاجرت، به مسایل هویتی پیوند دارد، جنجال «افغان بازار» است. این موضوع را جوانانی با گرایش چپ افراطی دنبال میکنند. خلق تنش بر سرحذف نام افغان بازار از یک محله تجاری در ملبورن برای نخستین بار این طیف اجتماعی را بر سر زبانها آورد. طیفی که اکنون در برابر هردو حزب بزرگ استرالیا ایستادهاند و برای حزب سبزها کمپاین میکنند. قشر محافظهکارتر جامعه هزاره استرالیا باور دارند که حرکتهای احساسی و مرزکشیهای هویتی به نفع جامعه هزاره نیست. از دید اینان، جامعه هزاره در استرالیا نیاز به یک بستری برای گفتگو و تعامل سالم و منطقی دارد تا بتواند یک همگرایی نسبی یی برسد که در نهایت به تعریف مساله کلان آنان در این کشور منجر شود.
از لحاظ مشارکت در تحلیلهای انتخاباتی و جهتدهی افکار عمومی در رسانههای اجتماعی یا رسانههای سنتی نیز سهم دایاسپورای هزاره اندک است. هیچ نوشته یا تحلیلی از قشر اکادمیک هزاره در مورد انتخابات کنونی و تفاوت آن با دوره های قبل یا اهمیت آن در دور کنونی دیده نشده است. ساختار سیاسی در استرالیا نسبتا پیچیده است و پالیسیهای احزاب از عوامل گوناگون، از محیط زیست گرفته تا تجارت و روابط خارجی و مهاجرت و مسایل امنیتی تأثیر میپذیرد. به نظر می رسد که هزارهها تا پیدا کردن جای پایی در این ساختار پیچیده، راه درازی در پیش دارد.
هزارهها در استرالیا خودشان را به عنوان «دایاسپورای هزاره» و نه «دایاسپورای افغانی» تثبیت کرده است. این موضوع نیز، چنانکه نمونههای افغان بازار و زاهد صافی نشان داد، به چالشی برای هزارهها تبدیل شده است و در آینده این چالش تشدید خواهد شد.
با تمام آنچه که گفته شد، دایاسپورای هزاره اگرچه، به هیج وجه، با دایاسپورای هندی و فیلیپنی و ویتنامی قابل قیاس نیست، اما باز هم جامعۀ هزاره استرالیا از نوع دینامیزم سیاسی خالی نیست. آماری از عضویت هزارهها در احزاب سیاسی در دست نیست ولی از وضعیت عمومی و بحثهای همگانی پیداست که هزارهها، به خصوص نسل جوان شان به جد در تلاش است تا با کسب شناخت و تجربه، راهی در دهلیزهای پیچ درپیچ سیاست استرالیا بگشایند.



