بحران موجودیت و رسالت نخبگان

کیامهر حیدری
بحران موجودیت و رسالت نخبگان

1- مقدمه:
افغانستان در شرایط کنونی در بدترین وضعیت خود قرار دارد. وضعیت اقتصادی شکننده، مردم گرسنه و زیر خط فقر، سرکوب هدفمند آزادی بیان و سانسور رسانه‌ها، محرومیت نیمی از جمعیت افغانستان(دختران و بانوان) از حضور در مکاتب، دانشگاه ها و کار در ادارات و سازمان های دولتی و خصوصی، تغییر و مهندسی نظام آموزشی معارف و تحصیلات عالی با اهداف امارتی و سلطه محور، گرفتن مالیات های سنگین از مردم فقیر توسط طالبان بدون ارائه خدمات، بیکاری و استبداد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از نمونه های عینی وضعیت امروز افغانستان است.

در همین حال وضعیت مردم و به‌ویژه اقوام در حاشیه‌ چون هزاره‌ها، ازبک ها، تاجیک ها، ترکمن ها، بلوچ ها و … با بحرانی بی‌سابقه و فراگیر مواجه‌اند که تمامی ابعاد حیات فردی و جمعی آنان را در بر گرفته است. پس از تسلط مجدد طالبان بر افغانستان در اگوست 2021، شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این اقوام به شدت متزلزل و تهدید قرار گرفته است. سلطه فاشیستی و انحصارگرایانه طالبان – که با حمایت آشکار و پنهان کشورهای قدرتمند جهانی و بازیگران منطقه‌ای ممکن شده – به طرح‌ها و اقداماتی دامن زده که عملاً حذف و نابودی تدریجی اقوام در حاشیه و مخصوصاً هزاره‌ها را دنبال می‌کند.

از جابه‌جایی‌های هدفمند جمعیتی و اسکان مهاجران پشتون‌تبار پاکستانی در مناطق شمالی و مرکزی(هزاره‌نشین) گرفته و ساخت شهرک هایی برای آنها تا حذف سیستماتیک نخبگان علمی از دانشگاه‌ها، (مانند اخراج گسترده اساتید و کارمندان هزاره‌تبار از دانشگاه بامیان و دیگر دانشگاه ها)، اخراج و تصفیه کارمندان هزاره از ادارات دولتی و سازمان های بین المللی همه بیانگر روندی حساب‌شده برای تضعیف و تخریب ساختارهای هویتی و بقاء این قوم‌اند. افزون بر آن، هجوم مسلحانه همه ساله کوچی‌ها با پشتیبانی طالبان به مناطق هزاره‌نشین و تخریب و غارت اموال، مواشی و تصرف زمین های علفچر مردم منطقه، نابودی آثار تاریخی، حذف نمادها و نشانه‌های فرهنگی (به طور نمونه: تخریب مجسمه و میدان شهید مزاری در بامیان و کابل)، و تغییر نام‌ها و نشانه‌های جغرافیایی، وضع مالیات های سنگین و گرفتن پول از مردم به هر بهانه ای، کشتارها و ترورهای سازمان یافته، استخراج بی رویه معادن کشور بدون ملاحظات زیست محیطی و قانونی و دخیل نکردن مردم بومی در منافع آن، نیز همگی شواهد روشن یک پروژه هدفمند برای حذف فرهنگی، اقتصادی و نسل‌کشی خاموش هستند.

آنچه این بحران را پیچیده‌تر و خطرناک‌تر می‌سازد، غیبت رسانه‌های مستقل، سرکوب آزادی بیان، سانسور و انحصار جریان اطلاعات است. در چنین شرایطی، خطر فراموشی تاریخی و بی‌صدا ماندن فاجعه‌ای انسانی بسیار بالا می‌رود. جامعه هزاره اکنون نه‌تنها با تهدید مستقیم فیزیکی و فرهنگی مواجه است، بلکه با چالش‌های درونی نیز دست و پنجه نرم می‌کند؛ از جمله اختلافات بی‌ثمر و تفرقه در فضای مجازی و واقعی بر سر هویت‌ها، نام‌ها و مسائل فرعی که انرژی و انسجام لازم برای مقابله اصولی را تحلیل می‌برد. از طرفی در چهارسال اخیر ظرفیت های انسانی و سیاسی که در داخل کشور وجود داشت، اکنون محدود شده و اکثریت ظرفیت های انسانی کشور را ترک کردند و راهی مهاجرت شدند. سازمان های سیاسی مانند احزاب نیز وضعیت بهتری ندارند. آنها تا کنون نیز اقدام لازم، مناسب و موثر انجام نداده اند. یعنی عملا احزاب و جریانات سیاسی هزاره ها نیز در حال فروپاشی و اضمحلال است و به احزاب تک نفری و خانوادگی سقوط کرده اند.

از این‌رو و با این شرایط، ضرورت دارد که نخبگان علمی، فرهنگی و سیاسی جامعه در این برهه حساس تاریخی، با درک عمیق از ابعاد بحران، به بازاندیشی راهبردی بپردازند. شناخت درست مسئله، جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات دقیقتر و معتبر و ارائه راهکارهای عملی و مقرون‌به‌صرفه و با ریسک کمتر از جمله وظایف کلیدی این نخبگان است. این مقاله تلاشی است برای پاسخ‌گویی به این پرسش اصلی که در شرایط بحرانی موجود، چه وظایف و مسئولیت‌هایی متوجه نیروهای آگاه جامعه است؟ چگونه می‌توان با اقدامات هدفمند از منابع تقریبا محدود از حداکثر ظرفیت برای حفظ هویت، بقاء و بازسازی اجتماعی بهره گرفت؟ و چه واکنش‌های هوشمندانه‌ای در فضای واقعی و مجازی می‌تواند حرکت ما را به‌سوی نتایج مؤثرتر و پایدارتر هدایت کند؟ پاسخ به این پرسشها موضوع این نوشتار است. هر چند مسائل یاد شده به نحوی در کلیت سرزمینی افغانستان امروز صدق می کند و کلیه اقوام و اقشار مردمی را شامل می شود، با این حال موضوع این مقاله صرفا بررسی وضعیت مردم هزاره می باشد.

2- مسئولیت و رسالت نخبگان: چه باید کرد؟
در وضعیت فعلی، صرفاً شرح فجایع لازم اما کافی نیست؛ پرسش اصلی این است: ما – به‌ویژه نخبگان جامعه – در برابر این بحران چه باید بکنیم؟ در شرایطی که روایت‌ها بر سیاست‌ها تأثیر می‌گذارند، سکوت در برابر ظلم، خود به نوعی همراهی با آن است. در حالی‌که ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هزاره‌ها به‌شکل پیوسته در حال انهدام است، نخبگان علمی، فرهنگی، رسانه‌ای و سیاسی نمی‌توانند نظاره‌گر باقی بمانند. درک این مسئله و شرایط به حدی روشن است که نیاز به توضیح دیگر را نمی طلبد.

نخستین گام، شناخت درست و عمیق بحران است. ما با تهدیدی روبرو هستیم که چندلایه است: تهدید فیزیکی (شامل خشونت، قتل‌های هدفمند، کوچ اجباری و تصرف سرزمین و مهندسی جمعیتی و قومی)، تهدید فرهنگی (حذف سیستماتیک تاریخ، زبان، نمادهای فرهنگی و ارزشی و نمادهای مقاومت)، تهدید اقتصادی (تبعیض در فرصت‌ها و منابع، تبعیض در اشتغال، آموزش، سرمایه‌گذاری و حذف از نهادهای دولتی)، و تهدید روانی (تحقیر، ترس دائمی، بی‌اعتمادی درونی و فروپاشی امید جمعی). هرکدام از این لایه‌ها به‌تنهایی ویرانگرند، اما در کنار هم، تصویری روشن از یک پروژه پاکسازی قومی را شکل می‌دهند که تاکنون کمتر به‌شکل سازمان‌یافته تحلیل و بازنمایی شده است.

در این میان آنچه که مهم است و باید در اولویت قرار گیرد، نخبگان جامعه باید دست به کنش هوشمندانه و هدفمند بزنند. این کنش نه باید شتاب‌زده باشد و نه واکنشی صرف و احساسی. در عوض، نیازمند راهبردهایی هستیم که مبتنی بر اطلاعات و مستندات معتبر و دقیق، تحلیل علمی و راهبردی و ظرفیت‌سازی درون‌جامعه‌ای باشد. در اینجا چند ایده و محور کلیدی برای بحث، بررسی و اقدام پیشنهاد می‌شود:

2-1. تولید و بازنشر روایت‌های مستند

همان طور که گفته شد، جامعه هزاره با حذف سیستماتیک از تاریخ رسمی، رسانه‌های داخلی و گفتمان کشوری مواجه است، بازسازی و بازنشر روایت‌های مستند و دقیق، ضرورتی حیاتی است. تحریف تاریخی، سانسور گسترده، و روایت‌سازی انحصاری از سوی طالبان و جریان‌های هم‌سو، تهدیدی جدی علیه حقیقت و حافظه جمعی به حساب آمده که پیامدهای زیان بار و مخرب آن بقا جامعه ما را با خطر جدی مواجه ساخته است.

در برابر این وضعیت، ما باید با جمع‌آوری، ثبت و انتشار مستندات میدانی از رنج، مقاومت و هستی مردم هزاره ایستادگی کنیم. روایت‌هایی که بر پایه مشاهدات عینی، تصاویر قابل راستی‌آزمایی، شهادت‌های قربانیان و داده‌های آماری دقیق باشند، می‌توانند به ابزار قدرتمندی برای مقابله با انکار، بی‌توجهی و فراموشی تبدیل شوند.

این روایت‌ها باید نه‌تنها برای مخاطب درونی، بلکه برای جهان بیرونی نیز قابل فهم و تأثیرگذار باشند. از گزارش‌های ژورنالیستی گرفته تا فیلم مستند، پادکست، کتاب‌های خاطرات و روایت‌های تصویری، همگی می‌توانند به‌عنوان سلاح‌های نرم فرهنگی علیه پروژه پاک‌سازی قومی طالبان به کار گرفته شوند.

2-2. اولویت‌بخشی به وحدت درونی به‌جای اختلاف‌های حاشیه‌ای

در این مسیر، وظیفه نویسندگان، روزنامه‌نگاران مستقل، مستندسازان مهاجر، و پژوهشگران رسالت مند و خوش فکر هزاره، ایجاد آرشیوهای زنده از حقیقت است؛ حقیقتی که اگر ما آن را روایت نکنیم، دیگران آن را به گونه دیگر تحریف و روایت خواهند کرد.

در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ جامعه هزاره، بزرگ‌ترین تهدید لزوماً بیرونی نیست، بلکه می‌تواند از درون نیز نشأت گیرد. در شرایطی که طالبان به طور هدفمند و با برنامه آشکارا برای حذف فیزیکی، سیاسی و فرهنگی هزاره اقدام کرده اند، ما در فضای درون‌قومی و برون قومی شاهد درگیری‌های فرسایشی، اختلاف‌های سطحی و کشمکش‌های تکراری بر سر نمادها، نام‌ها، شخصیت‌ها و موضع‌گیری‌های جزئی بی حاصل هستیم. این در حالی است که هیچ جامعه‌ای در تاریخ، در میانه‌ی پروژه‌های حذف و انکار، با درگیری‌های درونی و اولویت‌دادن به منافع فردی یا گروهی، نتوانسته مسیر بقاء و عدالت را طی کند. جامعه هزاره اکنون نیازمند وحدت استراتژیک و همدلی آگاهانه است؛ وحدتی که نه در شعار بلکه در عمل، بر اصول بنیادینی چون حق حیات، حق هویت، و حق عدالت متمرکز باشد. اختلاف نظر، بخشی طبیعی از زیست جمعی است، اما در شرایط بحران، مهم آن است که این اختلافات به تفرقه منجر نشوند و نخبگان و کنشگران بیاموزند که چگونه بر سر اصول بنیادین به اجماع برسند و در عین تفاوت، در یک مسیر راهبردی مشترک حرکت کنند. جامعه ما دیگر مجال بازتولید رنج از درون را ندارد. اکنون زمان آن است که به‌جای درگیری بر سر نام‌ها، بر سر “بودن و بقای” خود به توافق برسیم؛ چراکه بدون آن، هیچ نام و نمادی باقی نخواهد ماند که ارزش جنگیدن و وقت صرف کردن داشته باشد.

در تجربه تاریخی ملت‌ها و اقوام تحت ستم، یک اصل همواره پابرجا بوده است: هیچ ملتی بدون وحدت درونی از مسیر پاک‌سازی، تبعیض و نابودی عبور نکرده است. در شرایط امروز جامعه هزاره، مهم‌ترین اولویت ما باید ساختن جبهه‌ای یکپارچه و مقاوم از درون باشد.

تاریخ مقاومت سیاه‌پوستان آمریکا به رهبری مارتین لوتر کینگ، جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی به رهبری نلسون ماندلا، و تجربه‌ی بقاء و انسجام یهودیان در طول قرن‌ها تبعید و نسل‌کشی، همگی یک پیام واضح دارند: زمانی که گروه‌های تحت ستم توانستند بر شکاف‌های درونی غلبه کنند، صدای‌شان جهانی شد و مسیر بقاء و پیروزی را گشودند. در برابر پروژه نژادپرستانه و فاشیستی طالبان، هزاره‌ها نیز چاره‌ای جز پیروی از همین الگو و الگوی های مشابه ندارند.

باید بپذیریم که ما در میانه یک جنگ بی‌رحمانه برای بقاء هستیم؛ جنگی که در آن دشمن نه فقط بدن‌ها، بلکه حافظه، فرهنگ، تاریخ و هویت ما را هدف گرفته است. در چنین شرایطی، اولویت باید وحدت راهبردی باشد: نه به معنای حذف اختلاف‌نظر، بلکه به معنای اجماع بر سر اصول غیرقابل‌چانه‌زنی چون حق زندگی، حق هویت و حق عدالت.

نخبگان فرهنگی، سیاسی و رسانه‌ای هزاره باید پیشگام ساختن این انسجام باشند؛ با نادیده گرفتن مناقشات فرسایشی، پرهیز از سیاست‌زدگی تفرقه‌افکنانه، و تمرکز بر صدای مشترک. اکنون زمان آن است که، همچون جوامع مقاوم دیگر، ما نیز به‌جای شکستن یکدیگر، ستون یکدیگر باشیم. اگر امروز نتوانیم وحدت درونی بسازیم، هیچ قدرت خارجی نیز ما را نجات نخواهد داد، و این بار نه فقط تاریخ، بلکه نسل‌های آینده ما را نخواهند بخشید.

2-3. دیپلماسی عمومی و جهانی‌سازی مسئله

در دنیای امروز، آنچه در یک روستای دورافتاده رخ می‌دهد، می‌تواند به موضوعی جهانی تبدیل شود؛ به شرطی که کسی آن را به‌درستی روایت کند، مستند کند و در سطح جهانی فریاد بزند. مسئله هزاره‌ها در افغانستان – از حذف فیزیکی گرفته تا سرکوب فرهنگی و تبعیض ساختاری – اگرچه برای خودِ این جامعه بسیار آشکار است، اما همچنان در حاشیه‌ بی‌توجهی نهادهای جهانی و افکار عمومی جهان قرار دارد.

طالبان با بهره‌گیری از انحصار رسانه‌ای، سانسور داخلی، و بسته‌بودن فضای سیاسی، توانسته‌اند بسیاری از جنایت‌ها بر هزاره‌ها را از چشم جهان پنهان نگاه دارند. در چنین وضعیتی، دیپلماسی عمومی و بین‌المللی‌سازی آگاهانه این بحران، به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است. نخبگان، کنشگران، فعالان مدنی و مهاجران هزاره در کشورهای مختلف باید تلاش کنند مسئله حذف هزاره‌ها را به‌عنوان یک پرونده روشن از جنایت علیه بشریت، در محافل جهانی طرح کنند.

این اقدام، نیازمند گام‌هایی مشخص و سازمان‌یافته است:

• مستندسازی دقیق و حرفه‌ای از موارد نقض حقوق بشر، کوچ اجباری، محرومیت از آموزش و حذف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی

• ترجمه‌سازی مؤثر این روایت‌ها به زبان‌ها و گفتمان‌های بین‌المللی حقوق بشر

• شبکه‌سازی با نهادهای بین‌المللی مانند سازمان ملل، شورای حقوق بشر، دیده‌بان حقوق بشر، سازمان عفو بین‌الملل، و پارلمان‌های کشورهای دموکراتیک

• حضور فعال در رسانه‌های جهانی و اجتماعی برای تبیین ریشه‌ها و ابعاد بحران، فراتر از احساسات آنی یا واکنش‌های خبری لحظه‌ای

تجربه‌های موفق دیپلماسی عمومی – مانند پرونده‌ی روهینجیاها در میانمار، اویغورها در چین، یا حتی اقلیت‌های کرد در خاورمیانه – نشان می‌دهد که هیچ جنایتی تا ابد در سکوت باقی نمی‌ماند، اگر روایت‌سازی و فشار هدفمند وجود داشته باشد. وظیفه‌ی تاریخی نخبگان هزاره در مهاجرت، تنها نقد از دور یا دلسوزی از راه دور نیست؛ بلکه ایفای نقش به‌عنوان حلقه واسط بین فاجعه محلی و حساسیت جهانی باید باشد.

2-4. حفظ و احیای زیرساخت‌های فرهنگی و هویتی

در نبردی که طالبان علیه جامعه هزاره به‌راه انداخته‌اند، یکی از اصلی‌ترین جبهه‌ها، جبهه فرهنگ و حافظه تاریخی است؛ جایی که حذف نام‌ها، نمادها، آثار تاریخی و چهره‌های هویتی، بخشی از پروژه بزرگ‌تری به‌نام «حذف فرهنگی» است. این حذف نه‌تنها با نابودی فیزیکی مکان‌های مقدس، مجسمه‌ها و اماکن تاریخی مانند تخریب مجسمه های سلسال و شهمامه در بامیان در سال 2001، مجسمه شهید مزاری در بامیان در سال 2021 و میدان شهید مزاری در کابل در ماههای اخیر، غارت اشیای تاریخی و … انجام می‌شود، بلکه با تحریف تاریخ، تحقیر زبان، سانسور ادبیات و به حاشیه‌راندن فرهنگ مقاومت نیز تداوم می‌یابد. در چنین شرایطی، فرهنگ به میدان اصلی بقاء بدل می‌شود و نخبگان فرهنگی، هنرمندان، نویسندگان، تاریخ‌نگاران و پژوهشگران هزاره باید در خط مقدم این جبهه قرار گیرند. وظیفه آنان صرفاً تولید محتوا نیست؛ بلکه ایجاد سنگرهای ماندگار حافظه جمعی است.

نگارش تاریخ دقیق و مبتنی بر روایت‌های مردمی، ثبت خاطرات شفاهی، مستندسازی نمادهای فرهنگی، تأسیس آرشیوهای دیجیتال، موزه‌های مجازی و تولید آثار هنری مستقل، همه بخشی از این مأموریت‌اند. در دورانی که حکومت طالبان حتی نام هزاره را از کتاب‌های درسی حذف یا تحریف می‌کند، ساختن منابع بدیل – به‌ویژه در تبعید و مهاجرت – اهمیت مضاعف دارد. هر سند، هر روایت و هر اثر هنری، می‌تواند سدی باشد در برابر فراموشی و تحریف.

در این مسیر، بازتعریف جشنواره‌های فرهنگی، روزهای مهم قومی و ملی، آثار هنری و فضای ادبی به‌عنوان ابزارهای بازسازی هویت ضروری است. ما باید جهان را نه‌تنها از ظلمی که بر ما می‌رود آگاه کنیم، بلکه از زیبایی، غنای فرهنگی، پیشینه‌ی تاریخی و سرمایه‌های تمدنی خود نیز مطلع سازیم. دفاع از فرهنگ، تنها مقاومت در برابر حذف نیست، بلکه دعوتی است برای زنده‌ماندن، دیده‌شدن و ماندگاری در حافظه‌ی جهان.

5-2. آموزش، آگاهی‌بخشی و توانمندسازی نسل جوان

در بطن بحران‌هایی که جامعه هزاره در تمام ابعاد با آن روبروست، نسل جوان بیش از همه در معرض تهدیدهای روانی، هویتی و اجتماعی قرار دارد. جوانان هزاره امروز میان رنج مهاجرت، سرکوب درونی، تبعیض سیستماتیک، ناامیدی فراگیر، و وسوسه‌های افراط‌گرایی و انزوا در نوسان است. بخشی به اجبار ترک سرزمین کرده‌اند، بخشی در حاشیه نظام آموزشی قرار گرفته‌اند، و بخشی دیگر با آینده‌ای نامعلوم در افغانستان تحت سلطه طالبان سرگردان‌اند. در چنین شرایطی، وظیفه نخبگان علمی، فرهنگی و آموزشی فراتر از تدریس و مشاوره معمولی است؛ آنان باید با ایجاد فرصت هایی برای یادگیری، خودآگاهی و توانمندسازی روانی و اجتماعی برای نسلی آسیب‌دیده باشند.

آموزش در این مفهوم نه صرفاً کسب مدرک، بلکه فرآیندی برای بازسازی اعتمادبه‌نفس جمعی، بازشناسی هویت، و تجهیز جوانان به مهارت‌های فکری، اجتماعی و رسانه‌ای است. باید برنامه‌هایی طراحی و اجرا شود که نسل جوان را از حالت انفعالی یا واکنشی خارج کند و آنان را به کنشگرانی توانمند، تحلیل‌گر و امیدوار بدل سازد. از کارگاه‌های مجازی و دوره‌های زبان، تا آموزش تفکر انتقادی، نگارش خلاق، سواد رسانه‌ای، تاریخ‌نگاری بومی و مهارت‌های دیجیتال، همگی می‌توانند بخشی از یک استراتژی آموزش در جهت توانمندسازی باشند. در این میان توانمندسازی استادان دانشگاه و معلمان مکاتب از مهترین عنصرهایی است که بنیان آموزش نسل جدید را می تواند نجات دهد. موسسات، انجمن ها، انستیوت ها که در خارج از کشور قرار دارند و پیرامون این موضوعات کار می کنند باید توانمندسازی معلمان واستادان را در اولویت اقدامات خود قرار دهند.

تجربه‌های ملت‌های مقاوم نشان داده‌اند که آینده‌سازی تنها از دل آموزش ساختارمند و هدفمند شکل می‌گیرد، نه از دل خشم صرف یا واکنش‌های مقطعی و پراکنده. اگر نسل امروزمان را تنها بگذاریم، فردایی نخواهیم داشت. اما اگر آنان را آموزش دهیم، توانمند کنیم، و به آنان مسئولیت و معنا ببخشیم، می‌توانیم از دل چالشها و مشکلات امروز، نسلی از بازسازان، روایت‌گران و رهبران آینده را پرورش دهیم. این وظیفه‌ای تاریخی است که نخبگان ما باید هم‌اکنون آن را آغاز کنند.

26. حمایت اقتصادی و مالی از نهادها، افراد نخبه و موسسات فرهنگی و آموزشی داخل کشور

در شرایطی که طالبان هر روز عرصه را بر نهادها و مؤسسات فرهنگی و آموزشی داخل کشور تنگ‌تر می‌کنند و با تصویب قوانین تازه و صدور فرمان‌های محدودکننده، فعالیت این نهادها و افراد را به شدت کاهش می‌دهند، پشتیبانی اقتصادی و مالیِ جدی، منسجم و هدفمند از سوی انجمن‌ها، اتحادیه‌ها، نهادهای مالی و نخبگان اقتصادی خارج از کشور می‌تواند نقشی حیاتی ایفا کند.

این حمایت‌ها نه‌تنها به تداوم حضور نهادهای فرهنگی و آموزشی در داخل کشور کمک می‌کند، بلکه به فعالان فرهنگی و چهره‌های مؤثر نیز امکان می‌دهد تا در این روزهای دشوار همچنان پابرجا بمانند و اثرگذار باشند. حضور پایدار این نهادها و افراد، می‌تواند تا حدی موجبات ثبات اجتماعی را فراهم آورد و در آینده زمینه‌ساز تغییر و تحول‌های مثبت شود.

3- رعایت اصول راهبردی کنشگری مسئولانه و اثربخش

هنگامی که ما، به‌عنوان نخبگان، پیش‌قراولان فرهنگی، اجتماعی و آگاهان جامعه‌ی هزاره، تصمیم به آغاز یک حرکت فرهنگی، سیاسی و مدنی می‌گیریم، باید به مجموعه‌ای از اصول و راهبردها پایبند باشیم تا از پراکندگی انرژی و هدررفت منابع انسانی و فکری جلوگیری کرده و احتمال دستیابی به نتایج مؤثر و پایدار را افزایش دهیم. تعدادی از این اصول می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

رعایت انصاف، بی‌طرفی و استناد به داده های مستند
در روایت رویدادها، بیان حقایق و مستندسازی ظلم‌ها، باید اصل انصاف و بی‌طرفی را رعایت کنیم. داده‌ها و شواهد باید دقیق، مستند و مستدل باشند و به‌گونه‌ای ارائه شوند که از دقت علمی و تاریخی برخوردار باشند، بدون توهین، تحقیر یا تعمیم منفی به سایر اقوام افغانستان باشند، تلاش شود که دیگر اقوام در حاشیه‌ هدف قضاوت‌ یا اتهام غیرمنصفانه قرار نگیرند. بی‌طرفی در بیان واقعیت‌ها، نه‌تنها اعتبار ما را افزایش می‌دهد، بلکه زمینه‌ساز جلب حمایت نخبگان اقوام دیگر نیز خواهد شد.

همدلی و همراهی به جای تقابل و ستیز
مسیر ما مسیر عدالت‌خواهی و دادخواهی انسانی است، نه ستیز قومی یا مذهبی. برای تأثیرگذاری واقعی، لازم است از برخوردهای تقابلی با دیگر اقوام و مذاهب کشور پرهیز کنیم. به‌جای آن، بهتر است با نخبگان منصف و دلسوز از سایر جوامع وارد گفت‌وگو شویم، شنیده شویم و آنان را نیز همراه کنیم. زبان مشترک حقوق بشر، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی، شناسایی منافع مشترک می‌تواند پلی باشد برای هم‌فکری و هم‌صدایی.
در کشوری با گذشته‌ای پر از بی‌اعتمادی و درد مشترک، گفت‌وگوی محترمانه و جلب همراهی دیگران، نه‌تنها حرکت ما را نیرومندتر می‌سازد، بلکه راهی به سوی آینده‌ای انسانی‌تر و همدلانه‌تر باز می‌کند.

اجتناب از درگیری رسانه‌ای و سیاسی با کشورهای منطقه یا فرامنطقه‌ای
در شرایطی که کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هر یک با منافع پیچیده و گاه متضاد در افغانستان حضور دارند، ضروری است از هرگونه موضع‌گیری احساسی، شتاب‌زده و فاقد پشتوانه‌ی تحلیلی در قبال تحولات سیاسی منطقه پرهیز کنیم. ورود به بازی‌های ژئوپولیتیکی که نفع مستقیمی برای جامعه‌ی ما ندارند، نه‌تنها باعث انحراف از اهداف اصلی‌مان می‌شود، بلکه ممکن است پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیری به همراه داشته باشد. در صورت لزوم برای اتخاذ موضع، باید این موضع‌گیری‌ها بر مبنای تحلیل‌های استراتژیک، داده‌های قابل اتکا و ارزیابی‌های حقوقی انجام گیرد. بهره‌گیری از دیدگاه‌های کارشناسان دیپلماسی عمومی، پژوهشگران مستقل و حامیان حقوق اقوام و اقلیت‌ها در سطح بین‌المللی می‌تواند به ما کمک کند تا درک دقیق‌تری از فضای پیچیده‌ی سیاسی داشته و واکنش‌هایی سنجیده‌تر و مؤثرتر ارائه دهیم.

تلاش برای یارگیری راهبردی از فعالان داخلی و خارجی
یکی از راهبردهای اساسی در تقویت صدای جامعه‌ی هزاره، تلاش برای یارگیری آگاهانه و هدفمند از میان فعالان داخلی و بین‌المللی است. نخبگان، دانشگاهیان، فعالان مدنی و چهره‌های شناخته‌شده در حوزه حقوق بشر که رویکردی منصفانه و آگاهانه نسبت به وضعیت افغانستان دارند، می‌توانند نقش مهمی در تقویت مشروعیت و گسترش پیام ما ایفا کنند. ارتباط‌گیری فعال با رسانه‌های معتبر بین‌المللی، سازمان‌های مردم‌نهاد و نهادهای حقوق بشری، فرصتی ارزشمند برای روایت‌گری دقیق، انسانی و متعهد از وضعیت جامعه‌ی هزاره فراهم می‌سازد. در کنار این، باید بر تقویت پیوندهای میان‌نسلی، میان‌فرهنگی و فرامرزی با دیاسپورای افغانستانی در سراسر جهان(به‌ویژه جوانان) تأکید شود، چرا که ظرفیت‌های فکری، رسانه‌ای و سازمانی این نسل، می‌تواند سرمایه‌ای مؤثر در مسیر کنش‌گری مدنی و دادخواهی بین‌المللی باشد.

انسجام درونی و پرورش رهبران فکری
پیش از آغاز هر حرکت فراگیر و برون‌گرایانه، ضروری است که بر تقویت گفتمان درونی، هم‌افزایی فکری و ایجاد وحدت میان کنش‌گران جامعه‌ی هزاره تمرکز شود. بدون انسجام داخلی و هم‌فهمی راهبردی، هیچ مطالبه‌ای در سطح ملی یا بین‌المللی به‌درستی شنیده نخواهد شد. در همین راستا، پرورش رهبران فکری، سخنگویان توانمند و تحلیل‌گران آگاه، که بتوانند روایت‌هایی دقیق، مستند و قابل دفاع از وضعیت جامعه هزاره‌ه ارائه دهند، یک ضرورت جدی و راهبردی به‌شمار می‌رود. چنین چهره‌هایی می‌توانند نه‌تنها پیام جامعه را به‌درستی منتقل کنند، بلکه در صحنه‌های رسانه‌ای، حقوقی و سیاسی نیز از آن دفاع مؤثر و آگاهانه داشته باشند.

رهبری و مدیریت هوشمند و هدفمند فضای رسانه‌ای و مجازی
در دنیای امروز، رسانه‌ها (به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی) نقش محوری در شکل‌دهی به افکار عمومی و روایت‌گری از تحولات ایفا می‌کنند. از همین رو، حضور در این فضا باید کاملاً هدفمند، آگاهانه و مبتنی بر تحلیل باشد. انتشار محتوای شتاب‌زده، واکنشی یا تفرقه‌برانگیز، نه‌تنها اثربخشی پیام را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به بی‌اعتمادی یا سوءتفاهم دامن بزند.

به‌جای آن، باید تلاش شود صدای عدالت‌خواهی، مقاومت مدنی و مطالبات مشروع جامعه‌ی هزاره با زبانی جهانی، مانند مفاهیم «حقوق بشر»، «صلح»، «برابری» و «عدالت اجتماعی» بازتاب یابد. این زبان، ظرفیت همدلی جهانی را تقویت می‌کند و امکان جذب حمایت گسترده‌تر از نهادها، رسانه‌ها و مخاطبان بین‌المللی را فراهم می‌سازد. در این میان نباید از این فضا برای تقابل و ستیز با ارزشها و منافع قومی و مذهبی سایر اقوام کشور استفاده کنیم، بلکه با درک و ایجاد ظرفیت های بالاتر تلاش کنیم تاثیرگذاری معناداری بر افکار عمومی در سطح ملی ایجاد کنیم.

پیوند با جنبش‌های هم‌سرنوشت جهانی
برقراری ارتباط و ایجاد هم‌صدایی با ملت ها و اقلیت‌های تحت ستم در دیگر نقاط جهان می‌تواند به تقویت جایگاه سیاسی، رسانه‌ای و اخلاقی جنبش دادخواهی هزاره‌ها کمک شایانی کند. بر پایه نظریه کنشگری فراملی، چنین اتحادهایی زمینه‌ساز مشروعیت‌سازی متقابل، تبادل تجربه، و گسترش پیام مشترک عدالت‌خواهی هستند. این پیوندهای راهبردی، علاوه بر افزایش پوشش رسانه‌ای، باعث می‌شوند مطالبات جامعه‌ی هزاره با سرعت و قدرت بیشتری در سطح نهادهای بین‌المللی و افکار عمومی جهانی شنیده و پیگیری شوند. در شرایطی که بسیاری از این جوامع با چالش‌های مشابهی چون تبعیض ساختاری، خشونت سیاسی و حذف فرهنگی مواجه‌اند، هم‌صدایی فراملی می‌تواند نقش کلیدی در افزایش اثرگذاری و شکل‌گیری ائتلاف‌های جهانی ایفا کند.

نتیجه گیری: تلاش برای بقا، رسالت و مسئولیت همگانی و تاریخی

این نوشتار کوتاه تلاشی بود برای برجسته‌کردن برخی از مهم‌ترین چالش‌ها و ضرورت‌های راهبردی‌ای که جامعه‌ی ما در وضعیت کنونی با آن‌ها روبه‌رو است؛ از روایت‌سازی و انسجام درونی، تا دیپلماسی فرهنگی، بازسازی هویت جمعی و توانمندسازی نسل آینده.

نویسنده ادعا ندارد که آنچه در این متن آمده، جامع همه مشکلات یا راه‌حل‌های موجود باشد. آن‌چه بیان شد، صرفاً بخشی از ایده‌ها و جهت‌گیری‌هایی است که می‌توانند پایه‌ای برای گفت‌وگو، برنامه‌ریزی و اقدام جمعی در حال حاضر و آینده باشند.

این موضوعات در حال حاضر بیشتر در سطح نظری، پیشنهادی و گفتمانی مطرح‌اند، اما با همکاری نخبگان فرهنگی و سیاسی، انجمن‌ها، نهادهای مدنی، نویسندگان و پژوهشگران می‌توان آن‌ها را به طرح‌هایی عملیاتی و قابل اجرا تبدیل کرد. خوشبختانه در گذشته نیز نمونه‌هایی از چنین تلاش‌هایی صورت گرفته که قابل احترام و بهره‌برداری است، و می‌توان از تجربه‌های موفق آن‌ها در شرایط فعلی استفاده کرد.

جامعه‌ی ما، اکنون بیش از هر زمان دیگری، به شجاعت نخبگان، صبر فرهنگی، عقلانیت راهبردی و امید جمعی نیاز دارد. آینده را نمی‌توان صرفاً با آرزو و بدون هدف و برنامه ساخت؛ بلکه باید آن را با آگاهی، سازمان‌دهی و همبستگی شکل داد. این یک وظیفه‌ تاریخی، دشوار و در عین حال ضروری است که همه ما در قبال آن مسئولیت داریم.

پانویس ها:

روزنامه ۸صبح. (۱۴۰۱، ۲۱ میزان). هشتگ «نسل‌کشی هزاره‌ها را متوقف کنید» به ۱۰ میلیون رسید: بازیابی‌شده از https://8am.media/fa/the-hashtag-stop-the-genocide-of-millennials-reached-10-million/

Bamyan Foundation. (n.d.). #StopHazaraGenocide Campaign. Retrieved May 17, 2025, from https://bamyanfoundation.org/stophazaragenocide-campaign

لیست زیر تعدادی از منابع معتبر از نهادهای بین‌المللی و کشورهای مختلف که در آن‌ها به نقض صریح حقوق بشر، نسل‌کشی، کوچ اجباری، غصب زمین و سایر موارد نقض حقوق بشر توسط طالبان علیه مردم افغانستان، به‌ویژه جامعه هزاره، اشاره شده و در تبین این مقاله از آنها بهره برده شده است:

1- هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان (UNAMA)
1-2. گزارش جامع:
Human rights in Afghanistan: 15 August 2021 – 15 June 2022
https://unama.unmissions.org/un-releases-report-human-rights-afghanistan-taliban-takeover?utm_source=chatgpt.com

  • به‌روزرسانی وضعیت حقوق بشر (می–جون ۲۰۲۳):
    Human rights situation in Afghanistan: May – June 2023 update (PDF)
    https://unama.unmissions.org/sites/default/files/human_rights_situation_in_afghanistan_may-june_2023.pdf?utm_source=chatgpt.com
  • گزارش جدید شورای امنیت درباره وضعیت افغانستان (از جمله حملات علیه اقوام و اقلیت‌های مذهبی): https://main.un.org/securitycouncil/sites/default/files/2025/14.%2026th%20Suppl_Part_I_Afghanistan.pdf?utm_source=chatgpt.com

2-2. گزارشگر ویژه حقوق بشر در افغانستان (Richard Bennett)،

  • صفحه‌ی رسمی گزارشگر ویژه با همه گزارش‌ها (۲۰۲۲ تا امروز): https://www.ohchr.org/en/special-procedures/sr-afghanistan?utm_source=chatgpt.com
  • A/HRC/58/80: Report of the Special Rapporteur on the situation of human rights in Afghanistan (2025)
    https://www.ohchr.org/en/documents/country-reports/ahrc5880-report-special-rapporteur-situation-human-rights-afghanistan?utm_source=chatgpt.com
  • A/HRC/54/21: Situation of human rights in Afghanistan (2023) شامل بحث مفصل در مورد سرکوب زنان و اقلیت‌ها: https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/hrbodies/hrcouncil/sessions-regular/session54/advance-versions/A_HRC_54_21_AdvanceUneditedVersion.docx?utm_source=chatgpt.com
  • گزارش به مجمع عمومی سازمان ملل: A/79/330 (2024) https://docs.un.org/en/a/79/330?utm_source=chatgpt.com

۲. عفو بین‌الملل (Amnesty International)

1.2. گزارش سال اول حاکمیت طالبان

The Rule of the Taliban: A Year of Violence, Impunity and False Promises (2022) – سند پایه‌ای درباره اعدام‌های فراقضایی، شکنجه، سرکوب زنان و جامعه مدنی https://www.amnesty.org/es/wp-content/uploads/2022/08/ASA1159142022ENGLISH.pdf?utm_source=chatgpt.com

۲.۲. گزارش اختصاصی درباره هزاره‌ها

  • Afghanistan: Taliban torture and execute Hazaras in targeted attack – new investigation (سپتامبر ۲۰۲۲) https://www.amnesty.org/en/latest/news/2022/09/afghanistan-taliban-torture-and-execute-hazaras-in-targeted-attack-new-investigation/?utm_source=chatgpt.com
    2-3. گزارش جمعی مجازات دسته‌جمعی در پنجشیر
  • “Your sons are in the mountains”: The collective punishment of civilians in Panjshir by the Taliban (۲۰۲۳، PDF) https://www.amnesty.org/en/latest/news/2023/06/afghanistan-talibans-cruel-attacks-in-panjshir-province-amount-to-war-crime-of-collective-punishment-new-report/?utm_source=chatgpt.com

4.2. گزارش‌های سالانه کشور افغانستان

  • Amnesty International Report 2022/23 – Afghanistan chapter https://www.ecoi.net/en/document/2089394.html?utm_source=chatgpt.com
  • صفحه‌ی به‌روز افغانستان در عفو بین‌الملل (شامل بخش مشخص درباره هزاره‌های شیعه): https://www.amnesty.org/en/location/asia-and-the-pacific/south-asia/afghanistan/report-afghanistan/?utm_source=chatgpt.com

۳. دیدبان حقوق بشر (Human Rights Watch)

  • World Report 2024 – Afghanistan (نقض گسترده حقوق بشر توسط طالبان، به‌ویژه علیه زنان و دختران) https://www.hrw.org/world-report/2024/country-chapters/afghanistan?utm_source=chatgpt.com
  • World Report 2023 – Afghanistan https://www.hrw.org/world-report/2023/country-chapters/afghanistan?utm_source=chatgpt.com
  • Afghanistan: ISIS Group Targets Religious Minorities (۶ سپتامبر ۲۰۲۲) – درباره حملات مکرر علیه هزاره‌ها و دیگر اقلیت‌ها و ناتوانی/عدم اقدام طالبان برای حفاظت از آن‌ها https://www.hrw.org/news/2022/09/06/afghanistan-isis-group-targets-religious-minorities?utm_source=chatgpt.com
  • Attacks Target Afghanistan’s Hazaras (۳ می ۲۰۲۴) – تحلیل مجموعه‌ای از حملات علیه هزاره‌ها https://www.hrw.org/news/2024/05/03/attacks-target-afghanistans-hazaras?utm_source=chatgpt.com
    ۴. گزارش‌های دولتی و بین‌دولتی

۴.۱. وزارت خارجه ایالات متحده (US State Department)

  • Afghanistan 2022 Human Rights Report (PDF) https://www.state.gov/wp-content/uploads/2023/03/415610_AFGHANISTAN-2022-HUMAN-RIGHTS-REPORT.pdf?utm_source=chatgpt.com
  • Afghanistan 2023 Country Report on Human Rights Practices https://www.state.gov/reports/2023-country-reports-on-human-rights-practices/afghanistan/
  • 2022 Report on International Religious Freedom – Afghanistan (بخش مشخص درباره سرکوب هزاره‌ها) https://www.state.gov/reports/2022-report-on-international-religious-freedom/afghanistan?utm_source=chatgpt.com

۴.۲. اتحادیه اروپا و نهادهای اروپایی

  • قطعنامه پارلمان اروپا درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان (به‌ویژه زنان، دختران و اقلیت‌ها) – ۲۰۲۲: https://eur-lex.europa.eu/legal-content/EN/TXT/PDF/?uri=CELEX:52022IP0417&utm_source=chatgpt.com
  • راهنمای کشور افغانستان – پروفایل «افراد هزاره و شیعه» (EUAA 2024): https://euaa.europa.eu/country-guidance-afghanistan-2024/3142-individuals-hazara-ethnicity-and-other-shias?utm_source=chatgpt.com
  • South Asia State of Minorities Report 2022 – بخشی از گزارش می‌گوید هزاره‌ها تحت حاکمیت طالبان در معرض خطر نسل‌کشی قرار دارند: https://minorityrights.org/app/uploads/2023/12/sasm2022.pdf?utm_source=chatgpt.com
    ۴.۳. پارلمان کانادا – تمرکز ویژه روی هزاره‌ها
  • Enduring And Overcoming: The Struggle Of The Hazaras in Afghanistan (گزارش کمیته روابط خارجی پارلمان کانادا، ۲۰۲۳/۲۰۲۴): https://www.ourcommons.ca/Content/Committee/441/FAAE/Reports/RP13256076/faaerp27/faaerp27-e.pdf?utm_source=chatgpt.com
  • The Situation of the Hazaras During the Second Year of Taliban Rule (۱۵ آگست ۲۰۲۳) – پژوهش مفصل در مورد قتل، کوچ اجباری، غصب زمین و… علیه هزاره‌ها زیر حاکمیت طالبان: https://www.bolaq.org/wp-content/uploads/2023/08/Bolaq-Report-Situation-of-Hazaras-During-Second-Year-of-Taliban-Rule.pdf?utm_source=chatgpt.com
  • نمونه گزارش تصویری: Taliban destroy Hazara landmark amid roadworks in Kabul (۲۰۲۴) – تخریب یک نماد مهم هزاره‌ها در کابل: https://www.info-res.org/afghan-witness/reports/taliban-destroy-hazara-landmark-amid-roadworks-in-kabul/?utm_source=chatgpt.com
  • The Situation of the Hazaras… (فهرست منابع حقوقی آلمان، بخش ویژه هزاره‌ها و ارجاع گسترده به گزارش‌های UNAMA، Afghan Witness، CSW و …): https://www.bamf.de/SharedDocs/Anlagen/DE/Behoerde/Informationszentrum/Laenderkurzinformationen/2024/laenderkurzinfo-afghanistan-10-24-hazara.pdf?__blob=publicationFile&v=2

5.3. گزارش رسانه ها و مطبوعات (فارسی)

۱. روحانی، واجد. (۱۷ جوزا ۱۴۰۱/ ۷ ژوئن ۲۰۲۲). «نسل‌کُشی هزاره‌ها؛ مروری بر چرخش کشتار هزاره‌ها در دوران حاکمیت طالبان».
دسترسی در:
https://www.etilaatroz.com/143912/the-genocide-of-the-hazaras-an-overview-of-the-turn-of-the-hazara-massacre-during-the-taliban-regime/

۲.علیزاده، بسم‌الله. (۲۸ سنبله ۱۴۰۳/ ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۴). «زندگی هزاره‌های افغانستان تحت حاکمیت طالبان؛ چند روند نگران‌کننده‌ی حقوق بشری».
دسترسی در:
https://www.etilaatroz.com/210886/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/

۳. علیزاده، بسم‌الله. (۱۰ سرطان ۱۴۰۳/ ۳۰ جون ۲۰۲۴). «کوچی‌ها: پیوستار تاریخی خصوصی‌سازی سلطه و بهره‌کشی». دسترسی در:
https://www.etilaatroz.com/203905/%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C/

۴. رونق، جلیل. (۱۲ جوزا ۱۴۰۳/ ۲ جون ۲۰۲۴). «ناامن‌سازی هدف‌مند زندگی هزاره‌ها در حاکمیت طالبان (گزارشی از قتل، شکنجه و اخاذی از هزاره‌ها در سه ماه اول امسال)».
دسترسی در:
https://www.etilaatroz.com/201654/%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D9%81%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7/

۵. رونق، جلیل؛ سنگلاخی، عادله. (21 نوامبر 2025). «مصادره‌ی سرزمین محرومان؛ طالبان چگونه نوآباد غزنی را امارتی تشخیص داده‌اند؟». روزنامه اطلاعات روز. دسترسی در:
https://www.etilaatroz.com/245620/confiscation-of-the-land-of-the-deprived/

۶. نظری، محمدعلی. (۱۵ اسد ۱۴۰۳/ ۵ آگست ۲۰۲۴). «زورگیری و کوچ اجباری؛ استراتژی تغییر بافت جمعیتی». روزنامه هشت صبح. دسترسی در:
https://8am.media/fa/extortion-and-forced-migration-demographic-change-strategy/

۷. صبا. (۲۴ سنبله ۱۴۰۳/ ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۴). «از امنیت دروغین تا جسدهای تیرباران‌شده». روزنامه هشت صبح. دسترسی در:
https://8am.media/fa/from-false-security-to-shot-dead-bodies/

۸. نظری، محمدعلی. (۴ میزان ۱۴۰۲/ ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۳). «کشتار هزاره‌های ارزگان؛ درهم‌تنیده‌گی عصبیت و سیاست زمین». روزنامه هشت صبح. دسترسی در:
https://8am.media/fa/the-massacre-of-uruzgans-millennials-the-entanglement-of-nervousness-and-earth-politics/

۹. روزنامه هشت صبح – غزنی. (۱۸ سنبله ۱۴۰۲/ ۹ سپتامبر ۲۰۲۳). «ادامه سریال غرامت‌پردازی هزاره‌ها؛ باشنده‌گان ناور مجبور به پرداخت پنج میلیون افغانی به یک کوچی شده‌اند». دسترسی در:
https://8am.media/fa/continuation-of-the-compensation-series-for-the-millennials/

مطالب مشابه

نمایش همه