تجلیل از «روز فرهنگ هزاره» (۱۹ می) اقدامی ارزشمند و ستودنی است. این روز فرصتی است تا مردم داشتههای فرهنگی، زبان و تاریخ خود را برای نسلهای جدید بازخوانی کند. اما در میان این همه شور و اشتیاق، یک پرسش مهم کمتر مورد توجه قرار گرفته است: «فرهنگ» دقیقاً در کجا جوانه میزند؟
آیا فرهنگ تنها در رنگهای لباس و نغمههای موسیقی خلاصه میشود، یا مجموعهای عمیق از اخلاق، دانش و تلاشهای فکری یک ملت است؟ اگر فرهنگ را شناسنامه یک مردم بدانیم، پس قدردانی از «نویسندگان این شناسنامه» زیباترین بخش هر جشنی خواهد بود و به راستی جایگاه فرهنگیان و کسانی مانند استاد حاج کاظم یزدانی که با خون و عرق جنگل پژمرده تاریخ هزاره ها را رمق داد در کجای این این روز است؟

در روزهایی که از فرهنگ سخن میگوییم، نمیتوان نام استاد حاج کاظم یزدانی را از یاد برد. او دانشمندی است که با صبوری، سالهای طولانی از عمرش را وقف ثبت تاریخ، گردآوری واژگان اصیل و شناسایی هویت این مردم کرد. استاد یزدانی با قلم خویش، ستونهای تاریخی جامعه ما را استوار ساخت.
امروز در حالی به استقبال روز فرهنگ هزاره میرویم که استاد یزدانی در سن ۷۸ سالگی بهدلیل کهولت سن و کسالت جسمی، در فضای آرام و غریبانهی آسایشگاه (خانه سالمندان) روزهای خود را سپری میکند.
پرسش اینجاست: آیا شایسته است در روزهایی که شهر سرشار از جشن و برنامههای هنری است، سهم این شخصیت بزرگ که معمار و آغازگر تاریخ نویسی معاصر ماست، تنهایی و سکوت باشد؟ احترام به فرهنگ، پیش از آنکه در همایشهای رسمی و بزرگ جلوه کند، در«مهربانی با پیشکسوتان» و«فراموش نکردن خادمان واقعی» معنا مییابد. شاید زیباترین جلوه فرهنگدوستی این باشد که در کنار این همه برنامههای شاد، لحظاتی را هم به شنیدن حرفهای این پیرِ فرزانه اختصاص دهیم؛ کسی که با وجود ناتوانی جسمی، عمری را برای سربلندی ما قلم زده است. در کشور ناروی و کشورهای اطراف این امر به سادگی ممکن است که از حضور ایشان استفاده شود. کشورهای دیگر نیز میتوانند از فعالان صادق و دردمند فرهنگی و علمی در برنامه ها دعوت کنند.

پیشنهاد میشود اگر اهداف روز فرهنگ هزاره پیوند میان نسلها و پاسداری از هویت است، اقدامی نیکوتر از تکریم سرمایههای چنینی نمی تواند باشد. نیاز است در جلسات با نام و نشان چنین شخصیت ها پرداخته شود.
چقدر خوب است اگر بخشی از این توجه و انرژی، صرف معرفی آثار ماندگار استاد یزدانی و دیگر دردمندان اهل قلم شود.
چقدر زیباتر میشود بخشی از دیدارهای خویش را، انجمن های متعهد و فرهنگ دوستان دلسوز برای عیادت و دلجویی از چنین انسانهای شریف شکل دهند تا استاد یزدانی و کسانی شبیه که اکنون نیاز مند گفتگو با یک همزبان خویش است، بدانند که دسترنج سالها تلاششان در حافظه این مردم زنده است.
در پایان باید عرض کنم که فرهنگ و به خصوص هزاره با نام بزرگانی چون حاج کاظم یزدانی پیوند ناگسستنی دارد. بیاییم پیش از آنکه فرصتها از دست برود، قدرشناسی را به بخشی از فرهنگ خود تبدیل کنیم. ۱۶ می فرصتی است تا به یاد آوریم که ریشههای ما در کتابها و اندیشههای کسانی است که جوانی خود را فدای دانایی ما کردند.




