همایش گرامیداشت سیویکمین سالیاد شهادت رهبر عدالتخواه و بنیانگذار حزب وحدت اسلامی افغانستان، شهید مزاری، با عنوان «مزاری؛ رسانه، آگاهی جمعی و انسجام سیاسی» روز شنبه هشتم مارچ ۲۰۲۶ در کالج مانتگامری در شهر راکویل در حومه واشنگتن دیسی برگزار شد.
در این همایش شماری از فعالان سیاسی، فرهنگی، رسانهای و اجتماعی جامعه هزاره مقیم ایالات متحده حضور داشتند.

در این مراسم، سخنرانان ضمن پاسداشت یاد و میراث سیاسی شهید مزاری، به بررسی چالشهای کنونی جامعه هزاره و راههای برونرفت از آن پرداختند. محور اصلی سخنرانیها بر نقش رسانه در شکلدهی آگاهی جمعی، ضرورت انسجام سیاسی در شرایط پراکندگی جامعه هزاره در داخل و خارج از افغانستان و بازخوانی اندیشههای سیاسی شهید مزاری در پرتو واقعیتهای امروز متمرکز بود.

ستایش حیدری در مقالهای که به زبان انگلیسی ارائه شد، به جایگاه و مسئولیت جوانان هزاره در خارج از کشور پرداخت و بر نقش تحصیل، دانش و مهارت در توانمندسازی جامعه تأکید کرد. راحله کویر نیز با ارائه دیدگاههایی درباره وضعیت کنونی جامعه هزاره، بر ضرورت هماهنگی و سازماندهی جمعی برای آینده تأکید نمود.

نصرالله پیک در سخنان خود با روایت خاطراتی از دوران مقاومت غرب کابل، از چگونگی ثبت رویدادهای تاریخی با کمترین امکانات فنی سخن گفت و بر اهمیت مستندسازی برای حفظ حافظه تاریخی جامعه تأکید کرد.

مهرجو امینی روزنامه نگار و عضو ستاد برگزاری سالیاد بابه مزاری در واشنگتن و از سخنرانان این همایش، در سخنرانی خود با عنوان «مزاری، رسانه، آگاهی جمعی و انسجام سیاسی» به نقش رسانه در شکلگیری آگاهی جمعی و انسجام سیاسی جامعه پرداخت. او گفت رسانه تنها ابزار انتقال خبر نیست، بلکه سازوکاری برای تولید روایت، شکلدهی افکار عمومی و پیوند دادن تجربههای پراکنده یک جامعه است؛ فرآیندی که در نهایت میتواند به شکلگیری اراده جمعی و کنش سیاسی منجر شود.
مهرجو با اشاره به شرایط تاریخی هزارهها گفت شهید مزاری در دورهای ظهور کرد که این جامعه پس از یک قرن سرکوب و حذف سیستماتیک، نهتنها از قدرت سیاسی، بلکه از روایت تاریخی و حافظه جمعی نیز به حاشیه رانده شده بود. به گفته او، مزاری این خلأ را بهدرستی تشخیص داد و تلاش کرد از طریق فعالیتهای فرهنگی و رسانهای، زمینه بازسازی هویت سیاسی و آگاهی جمعی هزارهها را فراهم کند. او در این زمینه به تأسیس ماهنامه «حبلالله» در سال ۱۳۶۲ با بیش از ۱۸۰ شماره، راهاندازی هفتهنامه «وحدت» به عنوان رسانه رسمی حزب وحدت اسلامی افغانستان، و نیز ایجاد نهادهای فرهنگی مانند مجتمع آموزش عالی شهید بلخی در قم و مرکز نویسندگان افغانستان اشاره کرد.
مهرجو همچنین به تلاشهای شهید مزاری برای فراهمآوری بورسیههای تحصیلی برای جوانان هزاره در جمهوری آذربایجان و طرح آموزش هنری و سینمایی در دانشکده باغ فردوس تهران اشاره کرد و گفت بسیاری از چهرههای اثرگذار رسانهای و هنری امروز جامعه هزاره، محصول همان سرمایهگذاریهای فرهنگی دوران رهبری مزاری هستند.
به گفته او، مزاری رسانه را نه صرفاً ابزار اطلاعرسانی، بلکه وسیلهای برای احیای هویت تاریخی و سازماندهی آگاهی جمعی میدانست. او همچنین به تلاشهای مزاری برای فراهمسازی بورسیههای تحصیلی برای جوانان هزاره در خارج از کشور و حمایت از آموزشهای هنری و رسانهای اشاره کرد و گفت بسیاری از چهرههای فعال فرهنگی و رسانهای امروز جامعه هزاره، محصول همان سرمایهگذاریهای فرهنگی دوران رهبری مزاری هستند.

محمد واعظی نیز در این مراسم بهطور گذرا از آشنایی خود با مؤسسه فرهنگی «در دری» و مجله «خط سوم» سخن گفت و به نقش آن در پرورش چند نسل از چهرههای ادبی افغانستان اشاره کرد. این مؤسسه از زیرمجموعههای مرکز مستضعفان افغانستان بود که توسط حزب وحدت اسلامی افغانستان ایجاد شده بود. او سپس با اجرای قطعه شعری در وصف رهبر شهید و قرائت شعری در بزرگداشت زنان افغانستان، فضای عاطفی و هنری مراسم را غنیتر ساخت.
احمد غلامی نیز با خواندن شعری از شفیقالله کهزاد در وصف رهبر شهید، به برنامه رنگوبوی ادبی بخشید.
در بخش دیگری از این همایش، آصف آشنا با اشاره به میراث سیاسی شهید مزاری گفت که سخنان و دیدگاههای او همچنان میتواند رهنمایی برای آینده افغانستان باشد. او بر ضرورت تأسیس یک نهاد سیاسی فراگیر برای هدایت رهبری جامعه هزاره در شرایط کنونی تأکید کرد و خواستار احیای شورای جهانی هزاره شد. به گفته او، چنین نهادی میتواند در انسجام هزارهها در داخل و خارج از افغانستان نقش مؤثری ایفا کند.

کاظم احسان نیز در سخنرانی تحلیلی خود به مسئله قدرت سیاسی و جایگاه هزارهها پرداخت. او با تفکیک میان «منطق لطف» و «منطق حق» استدلال کرد که یکی از دستاوردهای مهم شهید مزاری این بود که مسئله هزاره را از سطح شکایت اخلاقی و انتظار ترحم، به سطح مطالبه قدرت سیاسی و شکلدهی اراده جمعی ارتقا داد. احسان با نقل سخن مشهور مزاری که «حق داده نمیشود، حق گرفته میشود» تأکید کرد که حضور چند فرد هزاره در مقامهای دولتی به معنای حضور سیاسی یک جامعه نیست و تنها اراده جمعی سازمانیافته میتواند تغییر پایدار ایجاد کند.
او همچنین به نقش رسانه در شکلگیری «ما»ی جمعی اشاره کرد و گفت جامعهای که روایتهایش پراکنده و حافظه تاریخیاش گسسته باشد، به دشواری میتواند به نیرویی منسجم تبدیل شود. وی برای بازسازی قدرت سیاسی هزارهها سه گام اساسی پیشنهاد کرد: بازسازی زیرساخت دانایی از طریق تحقیق و مستندسازی منظم، ایجاد رسانههای مسئول و حرفهای و نهادسازی دموکراتیک مبتنی بر شفافیت مالی، گردش قدرت و مشارکت واقعی زنان و نسل جوان.

عزیز رویش، سخنران پایانی این همایش، به نقش شهید مزاری در بیداری سیاسی و اجتماعی جامعه هزاره پرداخت و بر اهمیت آگاهی، آموزش و تلاش مستمر برای ادامه مسیر عدالتخواهی تأکید کرد.
در پایان مراسم، قطعنامه همایش توسط علیخان عرفان قرائت شد. در این قطعنامه تأکید شده است که ثبات پایدار و صلح واقعی در افغانستان تنها از مسیر مشارکت برابر همه شهروندان و احترام به تنوع قومی و مذهبی امکانپذیر است. همچنین بر حق آموزش، اشتغال و مشارکت سیاسی زنان به عنوان اصولی غیرقابل معامله تأکید شد و رسانههای آزاد و حرفهای به عنوان ستون حافظه تاریخی و روایتگر رنجها و مقاومتهای مردم مورد توجه قرار گرفت. در این قطعنامه هرگونه تبعیض ساختاری، خشونت هدفمند و نسلکشی علیه مردم هزاره و سایر جوامع تحت ستم محکوم شده است.
یکی از نکات برجسته این همایش همزمانی آن با روز جهانی زن بود. سخنرانان با اشاره به دیدگاههای شهید مزاری درباره حقوق زنان، بر اهمیت حضور فعال زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی تأکید کردند. در قطعنامه پایانی نیز با استناد به سخنان مزاری مبنی بر اینکه «زنان از کلیه حقوق انسانی یکسان برخوردار هستند و میتوانند در همه عرصههای حیات اجتماعی و سیاسی کشور فعال باشند»، بر حق آموزش، اشتغال و مشارکت سیاسی زنان تأکید شد.
این همایش در شرایطی برگزار شد که سیویک سال پس از شهادت مزاری، جامعه هزاره همچنان با چالشهای جدی مواجه است؛ از سرکوب سیستماتیک در داخل افغانستان تحت حاکمیت طالبان تا پراکندگی گسترده در مهاجرت. با این حال، پیام اصلی این گردهمایی آن بود که وفاداری به میراث مزاری تنها در بزرگداشت نام و تصویر او خلاصه نمیشود، بلکه در بازگشت به پرسش بنیادین او نهفته است: چگونه میتوان از دل پراکندگی، ترس و مهاجرت، دوباره اراده جمعی ساخت و رنج مشترک را به نیرویی سیاسی و پایدار تبدیل کرد.
شهید بابه مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان بود؛ رهبری که در پایان یک قرن سرکوب تاریخی هزارهها و در فضای پرآشوب پس از تجاوز قشون سرخ شوروی، همراه با یارانش حزب وحدت اسلامی افغانستان را بنیان گذاشت و جریان مقاومت غرب کابل را شکل داد.
مزاری از جمله رهبران سیاسی افغانستان بود که بر وحدت ملی، عدالت اجتماعی و برابری شهروندان تأکید داشت و باور داشت که ساختار حکومت نباید بر اساس دین و مذهب بنا شود، بلکه باید بر پایه حقوق برابر همه شهروندان استوار باشد. او از نخستین رهبران سیاسی افغانستان بود که به صورت صریح طرح نظام فدرالی را مطرح کرد و آن را به عنوان راهکاری برای توزیع عادلانه قدرت و پایان دادن به انحصار سیاسی پیشنهاد نمود.
استاد مزاری پس از سالها جهاد و مقاومت، سرانجام در بیست و دوم حوت ۱۳۷۳ توسط طالبان به اسارت گرفته شد و در اسارت به شهادت رسید.








