همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)

مهرجو امینی
همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)

همایشی تحت نام «هم‌پذیری و وحدت ملی» به مناسبت سی‌ویکمین سالیاد شهادت عبدالعلی مزاری در شهر بوفالو ایالت نیویورک برگزار گردید. این همایش روز یکشنبه ۱۵ مارچ ۲۰۲۶ برگزار شد و در آن جمعی از فعالان فرهنگی، پژوهشگران و اعضای جامعه مهاجر افغانستان حضور داشتند.

همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)

در این برنامه ضمن پاسداشت نام و خاطرات شهید مزاری، از مرحوم سلطان‌علی کشتمند صدر اعظم سابق و تازه درگذشته افغانستان نیز یاد شد و گردانندگان و سخنرانان از او به نیکی یاد کردند. این همایش که به همت انجمن هزاره‌های نیویورک برگزار شده بود، در ابتکاری دیگر با چاپ بنر و تولید متن و محتوا، درگذشت غریبانه سید ذکریا ـ راننده شخصی شهید مزاری ـ را نیز گرامی داشت. برگزارکنندگان زندگی او را نمونه‌ای از فردی دانستند که از دل اندیشه‌های مزاری برآمده بود؛ کسی که با وجود سال‌ها همراهی و همکاری با مزاری، هیچ‌گاه از نام او برای کسب موقعیت و جایگاه شخصی بهره نگرفت و همچون رهبرش ساده و بی‌ادعا زیست و در نهایت چند روز پیش در تنهایی وفات نمود.

همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)

قنبرعلی تابش به‌عنوان نخستین سخنران این همایش بر ضرورت برگزاری یادبودهای بابه مزاری به‌صورت علمی، هدفمند و مسئله‌محور تأکید کرد. به گفته او، چنین مراسم‌هایی نباید صرفاً جنبه نمادین و عاطفی داشته باشند، بلکه باید به فرصتی برای بازخوانی انتقادی گذشته و ارائه طرح‌هایی برای آینده نظام سیاسی افغانستان تبدیل شوند.

تابش در بخشی از سخنان خود با اشاره به وضعیت سیاسی افغانستان گفت یکی از مشکلات اساسی امروز این است که حتی اگر فرضاً رژیم طالبان پایان یابد، نیروهای سیاسی مخالف هنوز طرح روشن و منسجمی برای شکل‌دهی نظام سیاسی آینده در اختیار ندارند. به گفته او، پرسش‌های بنیادی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چه نوع نظام سیاسی باید در افغانستان ایجاد شود؟ نظام شاهی یا جمهوری؟ نظام متمرکز یا فدرالی؟ و چه سازوکارهایی باید در قانون اساسی آینده گنجانده شود تا عدالت و ثبات سیاسی در کشور تأمین گردد. از همین رو او تأکید کرد که یادبودهای بابه مزاری باید به بستری برای گفت‌وگوهای علمی درباره آینده نظام سیاسی افغانستان تبدیل شود.

تابش در ادامه، بابه مزاری را شخصیتی با اندیشه‌های مدرن، انسانی و دموکراتیک توصیف کرد که از چارچوب گفتمان سنتی جهادی فراتر رفت و بر مفاهیمی چون عدالت، مشارکت سیاسی، برابری شهروندی و دموکراسی تأکید داشت. به گفته او، مزاری در میان بسیاری از رهبران هم‌عصر خود از نظر فکری جایگاهی متفاوت داشت و تلاش می‌کرد با طرح مفاهیم جدید سیاسی، راه‌حل‌هایی برای بحران‌های تاریخی افغانستان ارائه دهد. وی همچنین یادآور شد که اندیشه‌های مزاری ماهیتی ملی داشت و او عدالت و برابری را نه تنها برای یک قوم خاص، بلکه برای همه اقوام و گروه‌های ساکن افغانستان مطالبه می‌کرد.

در بخش دیگری از این سخنرانی، تابش با مقایسه اندیشه‌های سیاسی بابه مزاری و نظریه «دموکراسی انجمنی» ارائه‌شده توسط Arend Lijphart نشان داد که میان این دو چارچوب فکری همپوشانی قابل توجهی وجود دارد. به گفته او، نظریه دموکراسی انجمنی که برای مدیریت جوامع چندقومیتی و چندفرهنگی مطرح شده است، بر چهار اصل اساسی استوار است: ائتلاف بزرگ میان نیروهای سیاسی، حق وتوی متقابل برای جلوگیری از تصمیم‌های زیان‌بار برای اقلیت‌ها، توزیع تناسبی قدرت و منابع، و خودمختاری بخشی یا فدرالیسم.

تابش توضیح داد که بسیاری از رفتارها و دیدگاه‌های سیاسی مزاری ـ از جمله تلاش برای ایجاد ائتلاف‌های گسترده میان گروه‌های مختلف، تأکید بر مشارکت همه اقوام در فرایند تصمیم‌گیری، دفاع از توزیع عادلانه قدرت و منابع و حمایت از نوعی ساختار فدرالی با این اصول همخوانی دارد. به باور او، هدف از چنین رویکردی ایجاد ساختاری سیاسی بود که بتواند عدالت میان اقوام و ثبات سیاسی در افغانستان را تضمین کند.

او در پایان تأکید کرد که صرف نام‌گذاری یک نظام سیاسی به عنوان «جمهوری» یا «فدرال» برای حل بحران‌های سیاسی و قومی افغانستان کافی نیست. به گفته تابش، آنچه اهمیت بنیادی دارد طراحی سازوکارهایی است که مشارکت واقعی همه گروه‌های اجتماعی را در ساختار قدرت تضمین کند و از تمرکز یک‌جانبه قدرت جلوگیری نماید. وی افزود که به جای طرح شعار «عبور از مزاری»، شایسته است اندیشه‌های او به‌عنوان مجموعه‌ای از راه‌حل‌های بومی برای مسائل سیاسی و اجتماعی افغانستان بازخوانی و بررسی شود.

همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)

در ادامه این همایش، مهدی راسخ از دیگر سخنرانان برنامه به نقش و جایگاه شهید مزاری در تحولات سیاسی و اجتماعی دهه هفتاد افغانستان پرداخت. او تأکید کرد که هرچند بابه مزاری سال‌ها پیش از میان ما رفته است، اما آثار و پیامدهای اندیشه و مبارزات او همچنان در زندگی و ذهنیت جامعه هزاره و به‌گونه‌ای گسترده‌تر در جامعه افغانستان قابل مشاهده است.

راسخ با اشاره به تحولات اجتماعی سال‌های پس از سقوط طالبان و شکل‌گیری نظام جمهوری گفت که گرایش گسترده جامعه هزاره به آموزش، دانشگاه و مشارکت در روندهای دموکراتیک نمونه‌ای روشن از آگاهی جمعی است؛ آگاهی‌ای که به باور او ریشه در گفتمان عدالت‌خواهانه و آگاهی‌بخش شهید مزاری دارد. به گفته وی، حضور فعال هزاره‌ها در عرصه‌های علمی، فرهنگی و سیاسی در سال‌های جمهوری نشان داد که جامعه هزاره توانسته است پیام اصلی مزاری یعنی آگاهی، آموزش و مشارکت سیاسی را به‌صورت عملی دنبال کند.

او در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت اتحاد و همدلی در میان هزاره‌ها تأکید کرد و گفت که جامعه هزاره باید فراتر از اختلافات مذهبی، فکری و سیاسی بر اصول همدیگرپذیری و همکاری تأکید کند. راسخ افزود که همبستگی اجتماعی و کنار گذاشتن شکاف‌های درونی می‌تواند زمینه‌ساز تقویت نقش سیاسی این جامعه در آینده افغانستان باشد.

راسخ همچنین با اشاره به وضعیت کنونی افغانستان ابراز باور کرد که شرایط موجود پایدار نخواهد ماند و جامعه افغانستان دیر یا زود دوباره وارد مرحله‌ای از تحولات و رقابت‌های سیاسی خواهد شد. به گفته او، در چنین شرایطی ضروری است که جامعه هزاره با اتحاد و هماهنگی بیشتر، نمایندگان و نیروهای انسانی آگاه و دلسوز در اختیار داشته باشد تا بتوانند به‌گونه‌ای شایسته از مطالبات و حقوق این جامعه نمایندگی کنند. او هشدار داد که اگر جامعه هزاره در انتخاب و تقویت نیروهای کارآمد و مسئول کوتاهی کند، ممکن است بار دیگر زمام امور به دست رهبران سنتی و غیرپاسخگو بیفتد و سرنوشت سیاسی این جامعه با چالش‌های جدی مواجه شود.

همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)

در ادامه برنامه، جواد مرادی که از هم‌دوره‌ای‌های شهید مزاری به شمار می‌رود، بخشی از خاطرات خود از سال‌های مبارزه و جنگ‌های غرب کابل در کنار او را با حاضران در میان گذاشت. او با اشاره به اهمیت علم و دانش در نگاه مزاری گفت که حتی در اوج جنگ‌های غرب کابل نیز او به مسئله آموزش و تربیت نیروی متخصص توجه جدی داشت. به گفته او، در همان شرایط دشوار جنگ چندین بار امتحان کانکور برگزار شد و صدها دانشجو برای ادامه تحصیل به کشورهایی مانند ایران، سوریه، عراق و آذربایجان اعزام شدند تا برای آینده جامعه هزاره و افغانستان کادرهای تحصیل‌کرده تربیت شوند.

مرادی همچنین با اشاره به دیدگاه‌های سیاسی مزاری گفت که یکی از اصول اساسی در اندیشه او این بود که هیچ قومی نباید حاکم مطلق باشد و هیچ قومی نیز نباید برای همیشه در حاشیه و محرومیت باقی بماند. به گفته او، مزاری بر احترام به هویت و کرامت همه اقوام و مشارکت برابر آنان در ساختار قدرت تأکید داشت و این دیدگاه را اساس وحدت ملی و ثبات سیاسی در افغانستان می‌دانست. او در جمع‌بندی سخنان خود افزود که محور اصلی تفکر سیاسی مزاری بر سه اصل عدالت، برابری اقوام و مشارکت همه مردم در قدرت استوار بود و بدون تحقق این اصول، صلح و ثبات پایدار در افغانستان دست‌یافتنی نخواهد بود.

این همایش که در سالن مجلل کتابخانه مرکزی شهر بوفالو برگزار شده بود، بخش‌های فرهنگی و هنری دیگری نیز داشت. فرید فردا با اجرای شعری حماسی و نواختن دمبوره فضای برنامه را پرشورتر ساخت و جواد مالستانی نیز با خواندن شعری حماسی دیگر تلاش کرد پیوند عمیق مردم هزاره با فرهنگ و هنر را به تصویر بکشد.

همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)

در بخش دیگری از برنامه، چند دکلمه شعر نیز اجرا شد. ابتدا خانم نوریا محمودی اثری از خود را دکلمه کرد و سپس ابراهیم پیام شعری دیگر خواند و در مقدمه و پایان آن، حاضران را به اتحاد و تلاش بیشتر برای آینده جامعه تشویق نمود.

همچنین در بخش پژوهشی این همایش، خانم مقدونه فطری مقاله‌ای به زبان فارسی ارائه کرد و تبسم روشن نیز مقاله‌ای دیگر به زبان انگلیسی برای حاضران خواند.

شهید مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان بود؛ رهبری که در پایان یک قرن سرکوب تاریخی هزاره‌ها و در فضای پرآشوب پس از تجاوز قشون سرخ شوروی همراه با یارانش حزب وحدت اسلامی افغانستان را بنیان گذاشت و جریان مقاومت غرب کابل را شکل داد. او از جمله رهبران سیاسی افغانستان بود که بر وحدت ملی، عدالت اجتماعی و برابری شهروندان تأکید داشت و باور داشت که ساختار حکومت نباید بر اساس دین و مذهب بنا شود، بلکه باید بر پایه حقوق برابر همه شهروندان استوار باشد.

مزاری از نخستین رهبران سیاسی افغانستان بود که به‌صورت صریح طرح نظام فدرالی را مطرح کرد و با ارائه مانفست و تولید ادبیات سیاسی در این زمینه، آن را به‌عنوان راهکاری برای توزیع عادلانه قدرت و پایان دادن به انحصار سیاسی پیشنهاد نمود؛ گفتمانی که بعدها به یکی از موضوعات مهم در مباحث سیاسی افغانستان تبدیل شد.

او پس از سال‌ها جهاد و مقاومت، سرانجام در ۲۳ حوت ۱۳۷۳ توسط طالبان به اسارت گرفته شد و در اسارت به شهادت رسید. پیکر او در یکی از کم‌نظیرترین مراسم‌های تشییع در تاریخ معاصر افغانستان، توسط هزاران تن از مردم، در میان برف سنگین از شهر غزنی تا ولسوالی یکاولنگ در ولایت بامیان تشییع شد و سپس به شهر مزار شریف منتقل گردید و در آنجا به خاک سپرده شد.

همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)
همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)
همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)
همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)
همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)
همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)
همایش هم‌پذیری و وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری (بوفالو، ایالت نیویورک)

مطالب مشابه

نمایش همه